جولای 07, 2020

افکار پراکنده و نگرانی های خیالی

افکار پراکنده و نگرانی های خیالی

حبیبی سمنگانی

رحمت الله نبیل، رئیس پیشین به اصطلاح امنیت ملی اداره کابل، شام دیروز توسط تویت خود از طالبان هم دعوت کرده بود که مصاحبه امشب او با تلویزیون شمشاد را بشنوند و گویا حقایق را درک کنند. بنده مصاحبه او را شنیدم. شاید کمتر کسانی بر گفته های خصمانه، مغرضانه و به دور از حقیقت او، باور کنند، اما باز هم بعضی از افکار پراکنده و نگرانی های خیالی او، به نقد گرفته می شود، تا سبب پراکندگی اذهان عامه نشود.

نبیل می گوید مجاهدین پس از برآمدن شوروی بر سر قدرت با هم مخالف شدند و گویا پیش ازان متحد بودند، لهذا طالبان هم پس از خروج امریکایی ها چند پارچه می شوند و گویا زمینه برای خانه جنگی مساعد می شود.

این در حقیقت انکار از تاریخ و واقعیت هاست. هویدا است که مجاهدین زمان جهاد شوروی، از اول هم چند دسته بودند و تا اخیر چند دسته ماندند. در دوره جهاد بر ضد شوروی، مجاهدین هیچگاه رهبری و صف واحد نداشتند و متاسفانه، این یکی از عوامل عمده ناکامی و بدنامی مجاهدین در دوره پسا اشغال بود.

اما بالمقابل، امارت اسلامی از بدو تاسیس تا اکنون، در ۲۶ سال گذشته و با پیمودن دوره های سه گانه – دوره مبارزه در برابر شر و فساد، دوره حاکمیت و دوره مقاومت در برابر اشغال امریکایی – همواره صف واحد و متحد بوده و هنوز هم واحد و متحد است.

فرق بزرگ میان دوره های جهاد بر ضد شوروی و جهاد بر ضد امریکا همینست که آن جهاد از سوی تنظیم های پانزده گانه اهل تسنن و اهل تشیع و با زعامت مختلف رهبری می شد، و این جهاد لله الحمد زیر پرچم واحد امارت اسلامی انجام یافت. این ثمره پالیسی جامع و دور اندیشانه و آغوش باز امارت اسلامی بود که همه افغان های مؤمن و مجاهد، به صدای راستین زعامت امارت اسلامی لبیک گفتند و هجده سال پیهم، متعهدانه رزمیدند.

دشمن تمام تلاشهای خود را برای چند پارچگی صف جهادی افغان ها به خرج داد، اما به فضل پروردگار ناکام ماند. امارت اسلامی امروز نسبت به هر زمان متحدتر است و حتی بسیاری از افراد انگشت شماری که گرفتار توطئه های تفرقه اندازی دشمن شده بودند، با درک حقایق، پس به صف امارت اسلامی پیوستند. آنانی که بر یکپارچگی امارت اسلامی تردد داشتند، کاهش عملیات ها پیش از پیمان دوحه و آتش بس ایام عید، برای شان چشم کشا بود.

این هم واقعیت انکار ناپذیر است که پروژه به راه اندازی گروه فتنه گر داعش، از سوی طالبان خنثی کرده شد و پروسه بزرگ نمایی این گروه نیز با همه تکاپوی اداره مزدور، ناکام مانده است. هرچه گروه خیالی که گویا بعضی از طالبان از روند جاری پروسه صلح ناراض اند، تا هنوز وجود خارجی پیدا نکرده و نخواهد کرد. ان شاء الله.

نبیل ادعا دارد که خلیلزاد چشم به معادن ملیاردهای دالری افغانستان دوخته است. گویا آنچه را امریکا با ۱۵۰ هزار عساکر و تمامی متحدانش انجام داده نتوانست، خلیلزاد می خواهد پس از خروج امریکایی ها انجام دهد. از نگاه نبیل، خلیلزاد افغانستان را دوباره به سوی ملوک الطوائفی سوق می دهد و در هر سمت کشور چندی از زورگویان را حاکم می سازد و منافع خود را توسط آن ها تامین و پلان هایش را تطبیق می کند.

اینجا هدف ما دفاع از خلیلزاد نیست، بلکه پرسش اینست که آیا همین حالا ملوک الطوائفی در کشور حاکم نیست ؟ آیا این اداره چند سره، بدترین نوعی از ملوک الطوائفی نیست ؟

افغان ها هنوز به یاد دارند که این طالبان بودند گلیم ملوک الطوائفی را افغانستان برچیدند و کشور را از احتمال غالب تجزیه و چندپارچگی رهانیدند. تحلیل واقع بینانه اینست که طالبان و ملوک الطوائفی دو حقیقت متضاد هستند. اگر نظرسنجی واقعی شود، حتی مخالفان طالبان هم به این رای خواهند داد که تنها طالبان می توانند دوره خانمان سوز و ویرانگر ملوک الطوائفی را در کشور پایان بخشند. این طالبان بودند که دولت مرکزی را در کشور حاکم ساختند و سیطره تفنگسالاران وحشی را از بین بردند.

این را هم افغان ها می دانند که نبیل و امثال او بودند که تفنگسالاران خانه نشین و فراری را دوباره مسلح ساختند و به بهانه جنگ در برابر «تروریسم» و یا طالبان، دوباره بر گرده های مردم سوار کردند. پروسه اربکی سازی اصلا زمینه سازی برای برگشت تفنگسالاری و ملوک الطوائفی در کشور بود، و این از کارنامه های ننگین نبیل و آقایان اوست.

جرات اخلاقی ایجاب می کند که اگر اداره کابل در سائر عرصه ها ناکام مانده و مشروعیت نسبی مردمی خود را هم از دست داده، باید نبیل، که مدتی به حیث یک پرزه در این نظام کار کرده و در خدمت اشغال و اشغالگران بوده، خود را درین ناکامی شریک بداند. این ها آزمون خود را داده اند و با رسوایی تاریخی دچار شده اند.

Related posts