اکتوبر 24, 2019

صلح امریکا؛ یعنی تداوم اشغال و غلامی افغانستان

صلح امریکا؛ یعنی تداوم اشغال و غلامی افغانستان

ابوصهیب حقانی هراتی

این روزها شاید کلمۀ “صلح” بیشترین کلمۀ باشد که در گفتارهای سیاسی سیاسیون افغانی و خارجی به تکرار گرفته می شود؛ همه از صلح می گویند و گویا قرار است از این کلمۀ زیبا نیز استفادۀ ابزاری بشود، همانگونه که در چند سال اخیر توسط اشغالگران و زیر مجموعه های آنها این کار صورت گرفته است و گویا قصد دارند با استفاده از این کلمۀ زیبا کمک کنند تا جنایتکاران بین المللی بیشتر از گذشته به خواسته های نامشروع و ناحق خود برسند؛ چون همان های که از صلح حرف می زنند بیشتر از هر کسی بنیاد صلح را در وطن تخریب کرده و می کنند؛ همانها که صلح صلح می کنند، در عمل از همه بیشتر از این کلمه نفرت دارند، آنها که به نام صلح نان می خورند و آنهایی که به نام صلح ملیون ها دالر را بی جا و بی مورد به مصرف می رسانند در اصل نه اینکه مجاری صلح در وطن را تعقیب نمی کنند که حتی در برابر تحقق این رویای شیرین هموطنان عزیز ما موانع شدید ایجاد می کنند و چنان بین قول و عمل شان فاصله است که قابل مقایسه نیست!

امریکا از یکطرف به رسانه ها خط می دهد که صلح افغانستان را در نشرات خود برجسته نمایند و افکار عمومی را تا می توانند با این کلمۀ رویایی مشغول بسازند؛ اما در عین حال وزیر دفاع خود را به افغانستان می فرستد تا زیربناهای تداوم اشغال خاک افغانستان را مستیقم زیر نظر گرفته و قوای هوایی و دفاعی نیروهای امریکایی را بسنجد و راجع به چگونگی، کیفیت و کمیت خنثی سازی فعالیت های مجاهدین در ولایت قندهار و سایر ولایات افغانستان معلومات لازم را به دست آورده و با سران نظامی پنتاگون شریک بسازد؛ عجب است از سیاست های عجیب و غریب امریکا!؟

سیاست یک بام و دو هوا که می گویند همین است؛ که از یکطرف در رسانه ها جار بزنند صلح در افغانستان نزدیک است و از یکطرف مدام به دنبال تغییر استراتیژی باشند؛ چنانکه چند سال پیش می گفتند 2014 م آخرین سال تجاوزشان است و اکنون می گویند 2016 و … گویا امریکایی ها فکر می کنند که با اتخاذ این نوع سیاست های ضد و نقیض می توانند بیشتر از این، ملت بیدار افغانستان را فریب بدهند؛ و یا اینکه می توانند روحیۀ مجاهدین را تضعیف نمایند؛ یا افکار عامه را نسبت به مجاهدین بدبین بسازند؛ و یا اینکه به بقایای عساکر شکست خوردۀ خویش و نیروهای افسرده حال اجیر خود روحیه بدهند؛ اما که خوشبختانه امریکا به هیچ کدام از این مقاصد شوم خود نخواهد رسید و مثل همیشه و بلکه بدتر ناکام و نامراد خواهد ماند.

در حالیکه امریکا از صلح حرف می زند و ادارۀ دست نشانده و فاقد صلاحیت آن در کابل نیز بالتبع چند روزی می شود این موضوع را محور گفتگوهای اولیه سیاسی خود در رسانه ها قرار داده و خود را پیام آوران صلح در افغانستان معرفی می کنند؛ کسی نیست که از اینها بپرسد که اگر واقعا طالب صلح در افغانستان هستند؛ پس چرا به خواسته های به حق و به جای ملت نجیب و آزادیخواه وطن گوش فرا نمی دهند؛ چرا این به اصطلاح پیام آوران صلح به خواسته های اصلی و آرزوهای حقیقی تک تک افغان های باغیرت که همانا آزادی بی قید و شرط وطن، خاتمۀ اشغال، بازگرداندن عزت، استقلال و حاکمیت نظام اسلامی اند هیچ اعتنایی نمی کنند؟

آیا مگر ممکن است که صلح با زور و استبداد دشمنان دین و سرزمین افغانها به وجود بیاید؟

مگر صلح با گدایی به دست می آید و آیا مگر ممکن است بخاطر صلح ارزشهای دینی و ملی افغانها نادیده گرفته شوند؟

آیا زیر بمباردمان های شبانه و حملات طیاره های غول پیکر و بمب افکن های مهیب و مخرب امریکا و ناتو، افغان ها می توانند امید صلح و آرامش را در وطن خود داشته باشند؟

آیا با تاکید مصرانه اداره دست نشاندۀ کابل به حضور اشغالگرانۀ امریکا و غرب متجاوز و امضای پیمان های شوم وطن فروشی، صلح در افغانستان آمده می تواند؟

اصلا آیا با تداوم اشغال و تحقیر عزت نفس و نادیده گرفتن غیرت افغان ها و فرهنگ بیگانه ستیزی این ملت قهرمان جای سخن گفتن از صلح و عملی کردن این آرزوی آحاد ملت شریف باقی می ماند؟

به درستی که آنچه از سیاست های مغرضانۀ امریکا معلوم می شود؛ امریکا نه اینکه به دنبال صلح در افغانستان و خاورمیانه نیست بلکه خود بزرگترین مانع و چالش در راه ایجاد صلح می باشد، و آنگونه که از تناقض گفتار و کردار امریکا پیداست؛ آن کشور چنان صلحی در افغانستان می خواهد که منافعش در خطر واقع نشود و یا حداقل جنگ افغانستان به شکلی وانمود شود که شکست امریکا و شرکای آن تلقی نگردد؛ و یا به عبارت خیلی ساده صلح امریکا؛ یعنی تداوم اشغال و غلامی افغانستان، و گرنه مگر برای امریکا شرایط صلح افغان ها معلوم نیست، اصلا امریکا چگونه می شود خود را پیام آور و منادی صلح معرفی کند در حالیکه او خود با تجاوز آشکار و نقض قوانین بدیهی منشور ملل متحد در سال 2001 م، باعث آشوب و ناهنجاری در افغانستان گردید و در طول قریب به چهارده سال، بسیاری از افغان ها را به کشتن داد و وحشیانه و ددمنشانه، خانۀ بسیاری از افغان ها را بر سرشان خراب کرد و باعث بروز کشت و کشتار در وطن عزیز گشت، مگر در مدت چهارده سال افغان های باغیرت و با شهامت جز بخاطر عزت و استقلال که همان صلح و آرامش واقعی است، رزمیدند؟ و آیا مگر مجاهدین چیزی فراتر از حقوق برحق و شناخته شدۀ خود در چوکات پذیرفته شده همه ملل دنیا خواسته اند؟

دشمن چگونه می تواند از یکطرف منادی صلح باشد و از طرف دیگر بر تداوم اشغال تاکید ورزیده و تنور جنگ و خونریزی را داغ تر از هر زمان دیگری نگاه دارد؟!

امریکا و شرکای بین المللی آن و همینطور کسانی که در افغانستان از آنها دستور می گیرند باید تا حالا دانسته باشند که ملت غیور افغان هیچگاهی صلح تحت اشغال امریکا را به صلح واقعی تعبیر کرده نمی توانند و غیرت شان با اینچنین سیاست های غلام صفتانه سازگار نیست، آنان ظلم و وحشت، بربریت و دهشت افکنی امریکایی ها را هیچ گاهی به چشم صلح نمی بینند، ملت نجیب افغان، فساد و وطن فروشی، غدر و خیانت به آرمان پاک شهداء، از موضع ضعف سخن گفتن و اظهار احتیاجی و وابستگی به دنیای با منت خارجی ها را هرگز صلح نمی گویند و نه هم زیر چتر چنین مصادیق زشت و نا زیبا آرزوی برآورده شدن صلح در کشور را دارند؛ اما اگر کسانی واقعا خواهان صلح و آرامش افغانستان اند پس باید به خواسته های اصلی ملت بزرگ افغانستان گوش فرا داده و به درد واقعی افغان ها واقف شوند و از ملت قهرمان افغانستان انتظار کاری را داشته باشند که در شان آن ملت بزرگ و تاریخ سرشار از حماسه های شان باشد.

به امید تحقق صلح و آرامش حقیقی برای تک تک هموطنان مظلوم

Related posts