سپتمبر 23, 2019

رهبریت از فراز منبر

رهبریت از فراز منبر

موفق افغان

رهبریت در جهان کنونی از دشوارترین اموری است که رهبران کشورهای مختلف در جهان با آن دست و پنجه نرم می کنند. رهبرانی که از ده ها سال زمام امور کشورهای خود را به میراث برده اند و هر یک از طفولیت برای رهبریت این کشورها در کشورهای غربی و تحت اشراف و رعایت استادان ورزیده بین المللی تربیت شده اند، اکنون از رهبریت ملت های خود عاجز مانده اند. تجربه ها نشان داده است کسانی که ده ها سال برای این مقام ها تربیت شده اند بدترین و ضعیف ترین رهبرانی بوده اند که توانسته اند خصوصیت ها و ویژگی های رهبر کامیاب را دارا باشند و بتوانند کشور و مردم خود را به طریق احسن قیادت و رهبری نمایند.

از یکسو این حالت جهان است مگر از سوی دیگر، خداوند متعال رهبر و قائدی را از فراز منبر و از گوشهء مسجد کوچک آمادهء تحمل دشوارترین مسئولیت در کشوری می کند که از دو دهه فاقد رهبر و قاید حقیقی بوده است. کشوری که هر قریه، ولسوالی و ولایت آن توسط پادشاهان محلی اداره می شود و مردم آن از دو دهه تنها در جنگ و کشتار و در زیر بمب و غرش طیاره ها زندگی کرده اند. آنجا که فرزندان از دو دهه از تعلیم و تربیت سالم بی بهره مانده اند و اطاعت و پیروی از فرمان امیر به رویایی مبدل گردیده است که تصور آن گران می باشد. در چنین یک حالتی که استادان و پروفیسورانی که در بهترین پوهنتون ها در داخل و خارج کشور تعلیم و تحصیل کرده اند و یک دهه با رهبران تمام جهان دید و باز دید و روابط داشته اند نتوانسته اند زمام رهبری این کشور را به پیش ببرند خداوند متعال یک ملای خیلی عاجزی را از گوشهء مسجد برای رهبریت این ملت اختیار می کند. این ملا نه روزی روانه پوهنتون های معاصر شده است و نه در مجالس مجلل و مفشن رهبران جهان اشتراک ورزیده است و نه با زبان های مدرن جهان بلد است بلکه تمام زندگی اش در سنگر جهاد و گوشهء مسجد و حلقهء درس سپری شده است.

از دیدگاه بشری نه اینکه این کار دشوار بوده است بلکه محال به نظر می رسد که این چنین شخصیتی بتواند کشور جنگ زده یی را اداره کند که هر شخص مسلح در آن به گمان خودش رهبر و رئیس جمهور است و هیچ فردی حاضر نیست به فرد دیگری تن دهد. مگر خداوند حکیم و دانا می داند که در عقب اختیار این شخص به ظاهر ساده، بی خبر از سیاست های شیطانی جهان، مدیریت و اداره، رهبری و قیادت راز بزرگی نهفته است و این شخص در داخل خود قدرت و صلاحیت هایی را پنهان کرده است که روزگاری بزرگترین رهبران تربیت شدهء جهان از سیاست، درایت، شخصیت، موقف و دیدگاه های وی انگشت حیرت می گزند.

بلی خداوند متعال ملا محمد عمر مجاهد – رحمه الله – را در این حالت دشوار جنگ و بی نظمی به رهبریت می گزیند. دیری نمی گذرد که صلاحیت ها و قدرات داخلی این شخص تبارز می کند و ظاهر می شود. این کشور توته و پارچه با صد ها پادشاه و وزیر به یکبارگی تحت قیادت واحد او قرار می گیرند. یک فرمان کوچک وی در زمانی که وسایل اجتماعی هرگز وجود نداشت و بجز یکی دو رادیو و آن هم در خارج از کشور و تحت ادارهء دشمن در دنیای مطبوعات و رسانه ها وجود نداشت در یک لحظه از شرق تا غرب کشور و از شمال تا جنوب آن چنان تطبیق می شود که با قدرت ترین والی و فرمانده به خود اندک جرأت مخالفت آنرا نمی دهد بلکه به سر و چشم این فرمان را می پذیرد و تطبیق آنرا وظیفه ایمانی و وجدانی خود می داند.

این رهبر می تواند در چند دقیقهء محدود وزیر، والی و معین را بر طرف کرده و در همان اداره در پوست به مراتب پایان تر از پوست کنونی اش مقرر سازد. نه تنها این بلکه می تواند قوی ترین و پر نفوذ ترین فرماندهان نظامی را که هزاران مسلح تحت قیادت شان قرار دارد در حالت جنگی تبدیل و یا هم از وظیفه شان سبکدوش سازد. هیچ فردی به خود حق نمی دهد در مقابل این فرمان رهبر سر بغاوت بلند کند و یا حد اقل اعتراض کند بلکه تمامی اوامر و فرمان های وی به دیده قدر و احترام نگریسته شده و تنفیذ می گردد. کشوری که از ده ها سال به مزرعهء خاشخاش مبدل گردیده است با یک فرمان کوچک در ظرف بیست و چهار ساعت خالی از خاشخاش اعلان می گردد.

این قدرت و صلاحیت و این رهبریت که اکنون دنیا اعم از دوست و دشمن از درک آن قاصر اند و به حقیقت آن اعتراف می کنند خالی از فضل و کرم الهی نبود بلکه بدون اندک شک کراماتی بود که توسط خداوند متعال بالای این شخص ارزانی شده بود. یکی از کرامات این بود که این رهبریت در متابعت و پیروی از قیادت و رهبریت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم از فراز منبر سرچشمه گرفته بود و به همین سبب برکت زیادی در آن نهفته بود. نه تنها این بلکه کرامت دیگری که به این رهبر داده شده بود و شاید اولین بار در تاریخ بشریت بعد از سلیمان علیه السلام به نظر رسیده بود این بود که این رهبر بعد از وفات خود جنگ بزرگ و عظیمی را در مقابل ظالم ترین و جابر ترین ابر قدرت جهان و بیش از پنجاه کشور حامی آن برای مدت دو سال رهبری کرد. آری، جنگ علیه امریکا برای دو سال بعد از وفات امیر المومنین رحمه الله تنها به نام او قیادت و رهبری شد و دست آوردهای نیکی را در قبال داشت.

برعکس خیلی از رهبران و باز هم در پیروی و متابعت از مسیر رسول اکرم صلی الله علیه وسلم یکی دیگر از کرامات این قاید و رهبر این بود که شاگردان نیک، همفکر، مخلص و مجاهد به عقب گذاشت. شاگردانی که لله الحمد تا کنون همان منهج و مسیر رهبر و قاید را بدون اندک تغییر و تحریف به پیش می برند و هر موقف، دیدگاه و آزموده های وی را همچو نصب العین تعقیب می کنند. شاگردانی که عزم شان قصرهای دشمن را در هزاران کیلومتر دور و در عقب بحرها به لرزه در آورد و آن را مجبور به زانو زدن در مقابل خواست های آنان گردانید. شاگردانی که سخت ترین و دشوارترین حالات زندگی را پذیرفته اند اما متاع دنیا اعم از قدرت، کرسی، زندگی مرفه، آرام و آسوده نتوانسته است آنان را فریب دهد و از مسیر رهبر خود منحرف سازد. شاگردانی که لله الحمد همچو قله های کوههای هندوکش و سلیمان ثابت قدم باقی مانده اند و اندک ترین تنازل در مقابل دشمن را نمی پذیرند و وعده سپرده اند تا با خدای خود در حالی ملاقات کنند که سرخ رو باشند و به وعدهء سپرده شده به امیر المومنین خود وفا کرده باشند.

الهی آن ابر مرد تاریخ را در جنات الفردوس جا بده، شاگردانش را ثابت قدم نگهدار و آرزویش را هر چی زودتر بر آورده ساز.

Related posts